از دوردست‌های تبعید

از دوردست‌های تبعید

من زندگی نکردم اما زندگی مرا...

آخرین مطالب

مراثی

سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۶:۲۵ ق.ظ

باری آنک جمع پراکنده‌ی یاران موافق -این التیام فروخورده‌ی شب‌های مشوّشِ هر بار- را در کدام لامکان در کدام سوی محال جستجو کنم...

جمعی نبود، و نه یاری موافق. تنها پراکندگی بود که برخاست و چون هیونی آسیمه در آغوش طوفان شنی در صحاری بی‌نشان حجاز مرا در خود فشرد. گویی که ما غباری در انبوه غباری. به رقص باخته آخته دشنه‌ی تشنه‌ی خود را. گویی که ما غباری بی پروای غباری.

باری آنک پراکنده‌ی جمع یاران موافق -این فروخورده‌ی التیام مشوّشِ بارهای هر شب‌- را در لامکانِ کدام در محالِ کدام سوی جستجو کنم...

باد که برخاست بود شد شد و شد شد بود برخاست که باد. مضطرب، پریشان، آهیخته. گویی که ما غباری بر گُرده‌ی غباری. سوار گم شد. و ما چون مجانینی بی‌لیلی که خونِ جنون به جهانِ جان ریزند، سراب را نوشیدیم و آب بر خاک ریختیم. گویی که ما غباری در فنای غباری.


باری آنک به چه جستجو برخیزیم...

  • ۹۷/۰۸/۲۲
  • حضرت کازیمو

نظرات  (۲)

  • مــحــدثــه ...
  • گویی که ما غباری در انبوه غباری...
    گویی که ما غباری بی پروای غباری...
    گویی که ما غباری بر گرده‌ی غباری...
    گویی که ما غباری در فنای غباری...

    چقدر عالی بود، چقدر عالی بود، چقدر عالی بود.
    پاسخ:
    ممنان و مخلصان
    با اینکه شصت درصدشو نفهمیدم ولی کیف میکنه از خوندنش ادم..(:
    پاسخ:
    واقعا چهل درصدش رو فهمیدی؟ من خودم نهایتاً هفت هشت درصدش رو می‌فهمم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی