از دوردست‌های تبعید

از دوردست‌های تبعید

من زندگی نکردم اما زندگی مرا...

آخرین مطالب

جانِ جنون

سه شنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۰۰ ق.ظ

من از شب‌های دلتنگی، از این صبح پر از اندوه می‌ترسم

از این شک و از آن تردید

از این ظلْمات خوف‌انگیز 

وز این بشکسته‌ زورق در میان هجمه‌ی امواج می‌ترسم


یمی دیدم میان مرگ و شعریدن

میان جنت و دوزخ

فتاده لابلای شعله‌های عشق و شوریدن،

و خود هم پای‌کوبان

دست‌افشان

پریشان‌جان و بی‌جامه

ستاده بر جبین آن سیه‌امواجِ شورانگیز

مستِ رقصیدن،

و آنی بعد 

غرقیدن...



تمام قصه باشد شرح یک واژه:

جنونیدن...

  • ۹۷/۰۳/۰۸
  • حضرت کازیمو

نظرات  (۵)

شعریدن؟!
:/
پاسخ:
آره مرکب از دو واژه است که در ترکیب با هم واژه‌ی بسیار بامعنایی رو خلق کردند!
:)))
بیا این قشنگ بود. خندیدم. گریه نکردم. لذت هم بردم البته ولی خب استیکر لذت بردن نداریم که بذارم.
پاسخ:
ینی اگه قشنگ نباشه گریه می‌کنی؟
  • مــحــدثــه ...
  • شاید بی ربط باشه اما با خوندن این پست و هم پست قبلیت مدام یاد آهنگ چهارراه استانبول علیرضا قربانی می افتم.به خصوص اونجاش که می خونه

    سهم مرا جنون بنویس بخت مرا نگون بنویس

    جان مرا به شعله بکش نام مرا به خون بنویس

    پاسخ:
    نگوشیدمش!
    شاید چون از واژه‌ی جنون استفاده کرده
    ://///
    پاسخ:
    :\\\\\
    من دیوانه دیدگاه اول و پاسخت به اون دیدگاه شدم . تمام
    پاسخ:
    دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید و اینا

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی