از دوردست‌های تبعید

از دوردست‌های تبعید

من زندگی نکردم اما زندگی مرا...

آخرین مطالب

در باب عشق

سه شنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۶، ۰۶:۱۵ ق.ظ

 آنچه در پی می‌آید ترجمه‌ی پاره‌هایی از مباحث جلد هفتم کتاب اسفار جناب ملاصدراست در باب عشق، که  تفنناً برای خوانندگان اینجا ترجمه‌اش کردم. صادقانه از ترجمه‌ی نامطلوبم عذرخواهی میکنم، نابلدی و خطاهایم را به غمض عیون بر مخلصتان ببخشایید. یا حضرت هیچ



برخی گفته‌اند عشق شوق بسیار به اتحاد است. این قول گرچه قولی نیکوست اما مجمل است و نیازمند به تفصیل. مقصود از این اتحاد کدام یک از انواع اتحاد است؟ اتحاد گاهی بین دو جسم است به نحو امتزاج و اختلاط، اما این‌گونه اتحادی در مورد نفوس قابل تصور نیست.

آنچه در معنای اتحاد میان دو نفس صحیح است و قابل تصور، همان است که پیش از این در مباحث عقل و معقول از اتحاد نفس عاقله با صورت معقول بالفعل و اتحاد نفس حساس با صورت محسوس بالفعل بیان کردیم. بنا بر این معنا اتحاد نفس عاشقه‌ی شخص با صورت معشوق صحیح است؛ و این اتحاد حاصل می‌شود بعد از تکرار مشاهدات و دیدن‌های پی در پی و شدت فکر و ذکر در ظاهر و خصائل اخلاقی معشوق، تا اینکه آن صورت تمثّل‌یافته در ذات عاشق حاضر می‌گردد، آن‌چنان حضوری که به دشواری از میان خواهد رفت...

و در حکایات عشاق آنچه به این معنا دلالت دارد واقع شده است بطوریکه از مجنون عامری روایت شده که در بعضی زمان‌ها چنان در عشق غرق بود که هنگامی که محبوبش را می‌دید او را ندا می‌داد: «یا مجنون! أنا لیلی» بدانگونه که به لیلی توجه نمی‌نمود و می‌گفت: «لی عنک غنیً بعشقک» (من با داشتن عشقت از تو بی‌نیازم).

پس عشق فی‌الحقیقة همان صورت حاصله است و اوست معشوقه‌ی بالذات، نه آن امر خارجی... همچنانکه معلوم بالذات همان صورت کسب شده است نه آنچه خارج است از تصور. فلذا هنگامی که روشن شد و صحیح دانسته شد اتحاد عاقل با صورت معقول و اتحاد جوهر حاسّ با صورت محسوس -همه‌ی اینها هنگامِ استحضار شدید و مشاهده‌ی قوی است کما سبق.- پس صحیح است اتحاد نفس عاشق با صورت معشوق به حیثی که عاشق پس از آن نیازمند به حضور جسم معشوق و بهره از شخص او نباشد. آنگونه که شاعر گفت:


أنا مَن أهوی و من أهوی أنا     نحن روحان حللنا بدنا

فإذا  أبصرتَنی  أبصرتَه            فإذا  أبصرتَه  أبصرتَنا ۱


...‌ و با توجه به این مطلب (اتحاد نفسانی عاشق و معشوق)، هنگامی که عاشق به غایت تمنایش یعنی نزدیکی و همصحبتی با معشوق نائل آید باز بیش از آن را طلب می‌کند و آن تمنای خلوت و همنشینی با معشوق بی حضور دیگران است، و چون حاصل شود و مجلس از اغیار خالی بیند آغوش و بوسه می‌خواهد و پس از آن داخل شدن در یک جامه و اتصال به بدن معشوق با جمیع اعضاء بدنش به بیشترین مقدار جائز، و با همه‌ی این احوال هنوز در سینه‌اش اشتیاق و آتشی سوزان موج می‌زند و بلکه شوق و اضطراب و بی‌قراری‌اش شدت می‌یابد. کما قال قائلهم:


أعانقها و النفسُ بعدُ مَشوقة          إلیها و هل بعد العناق تدانی

و ألثمُ فاها کی تزولَ حرارتی         فیَزدادُ ما ألقَی من الهَیَجانِ

کأنّ فُؤادی لیس یُشفَی غَلیلُه     سِوی أن یُری الروحانِ یَتَّحدانِ ۲


و سبب لمّی در این مسئله این است که محبوب در حقیقت همین پوست و گوشت و استخوان نیست بلکه در عالم اجسام چیزی که نفس به آن اشتیاق داشته باشد و دوستش بدارد یافت نمی‌شود، بلکه آنچه هست صورت روحانی و غیرجسمانی است که موجود در غیر این عالم است.





۱- شعری است از منصور حلاج:

من محبوبم هستم و محبوبم من است

ما‌ دو روحیم که در یک بدن حلول کرده‌ایم

پس آنگه که مرا بینی او را دیده‌ای

و آن هنگام که او را بینی مرا دیده‌ای...


۲- شعری است از ابن رومی:

در آغوشش می‌کشم و جان من باز اشتیاق او را‌ دارد، مگر از هم‌آغوشی نزدیک‌تر توان شد؟

و می‌بوسم دهانش را تا آتشم فرو نشیند اما هیجان درونی‌ام ازدیاد می‌یابد.

غلیان و جوشش سینه‌ی مرا درمانی نیست جز آن که جان‌های ما با یکدگر متحد گردد...

  • ۹۶/۱۲/۲۹
  • حضرت کازیمو

نظرات  (۲)

از اسفار ملاصدرا فقط میدونم یه کتاب خیلی خفنیه توی فلسفه ی اسلامی! بعد تو ترجمه ش کردی؟ ماشالله! :))
مثل همه ی متن های فلسفی از این دست نمیتونم بگم به معنای واقعی کلمه فهمیدمش. باید زندگیش کنم تا بتونم بفهمم مقصودش رو. ولی میشد همدلی کرد و لذت برد از حرفهاش.
نمیدونم. شاید پاسخی در غیر این عالم هست که بیرون از درک ماست. شاید هم تمام این اعتباریات و مفاهیم و کلمات فقط قشریه که روی عدم رو پوشونده. درنهایت واقعیت غیرقابل انکار اینه در وجود آدم همیشه تشنگی ای هست که سیراب نشده باقی می مونه.
پاسخ:
نه من ترجمه‌ش نکردم، نه سوادش رو دارم نه وقتش رو و نه انگیزه‌ش رو. من فقط پاره‌هایی از جلد هفتم را که درباره عشق بود در حد بضاعتم ترجمه کردم.
در توضیح نظر ملاصدرا باید عرض کنم که ملاصدرا عشق را دو دسته می‌کند: عشق حقیقی (عشق به خدا) و عشق مجازی (عشق به مخلوقات). عشق مجازی را هم به دو دسته تقسیم میکند: عشق نفسانی و عشق حیوانی. اینجا در حال بیان خصوصیات عشق مجازی نفسانی است. و ثابت میکند در این عشق آنچه موجب کشش به سوی‌ محبوب می‌شود جسم او نیست بلکه میل به اتحاد نفسانی میان عاشق و معشوق است. به همین دلیل اواخر متن این نکته را بیان میکند که عاشق هر چقدر از نظر جسمانی به معشوق نزدیک شود باز هم میل به نزدیکی بیشتر دارد و آتش اشتیاقش فرونمی‌نشیند. پس معلوم می‌شود این عشق مربوط به نفس آدمی است و چیزی است نامتعلق به عالم ماده.
سپاس
پاسخ:
مخلصانیم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی