از دوردست‌های تبعید

از دوردست‌های تبعید

من زندگی نکردم اما زندگی مرا...

آخرین مطالب

الحیاة الجاهلیة -۱

دوشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۶، ۰۷:۴۰ ب.ظ

 تفنّناً ساعتی از روز را به ترجمه‌ی فصلی از کتاب تاریخ الادب العربیِ (جلد اول- العصر الجاهلی) جناب شوقی ضیف مصروف می‌نمایم؛ ترجمه‌ی فصل سوم از این کتاب با عنوان «الحیاة الجاهلیة» که حول اوضاع اجتماعی و معیشت و علوم و... عرب جاهلی بحث می‌کند. حین ترجمه به خاطرم رسید که هر بار دو سه بند  از آن را اینجا بگذارم.



فصل سوم: زندگی جاهلی


اوضاع اجتماعی

قبیله در عصر جاهلی* دارای سه طبقه بوده است: ابناء، آنانی که دارای پیوندی خونی و نسبی، و ستون و قوام قبلیه بودند. دو دیگر عَبید، و آنان بندگانی بودند که از بلاد بیگانه و مجاور، خاصه بلاد حبشه، به قبیله آورده می‌شدند. سه دیگر موالی (بندگان آزاد شده)، خُلَعاء نیز یعنی آن کسان که به سبب کثرت جرم‌ها و جنایات مورد نفی و طرد قبیله قرار می‌گرفتند داخل در این طبقه بودند. این خلع عموماً در مجامع و بازارها و در حضور همگان اعلان می‌‌‌گشت. گاه خلعاء به قبیله‌ای دیگر پناه می‌بردند و آن قبیله آنان را پناه می‌داد و برای آن کسان حق سکنی گزیدن و توطّن روا می‌داشت. آنان نیز زان پس در آن قبیله به مانند طبقه‌ی ابناء حقوق و تکالیفی واجب‌الایفاء را دارا می‌شدند.

و از این قشر (خلعاء) می‌توان به دسته‌جات مشهوری به نام صعالیک اشاره کرد که جانب صحرا گرفته بودند و شیوه‌ی حیات و خوی و عادتشان بر غارت و رهزنی قرار یافته بود، بدان تفصیل که از چگونگی حیات اشخاصی شهیر مانند تأبّط شرّا و سلیک بن سلکة و شنفری به ما رسیده است. اما در این میان بودند عده‌ای که به سبب فضیلتی در قبیله‌ها می‌ماندند و مطرود قبیله واقع نمی‌شدند به مانند عروة بن ورد که مردی بسیار کریم و سخاوتمند بود. گفته‌اند که فقراء و تهیدستان و بیماران قبیله‌ی عَبْس در خیمه‌ی وی جمع می‌آ‌مدند و او برای آنها مکانی فراهم آورده بود تا در آن مأوا گزینند و غنائمش را میان خود و ایشان تقسیم می‌نمود.

اما این خلع در حالاتی نادر اتفاق می‌افتاد. گذشته از این، افراد قبیله را همبستگی و پیوندی محکم و استوار در میان بود. علاقه‌ی شدید آنان به شرافتِ قبیله پایدارترین پیوندها را در میانشان پدید آورده بود که حول آن مجموعه‌ای از خصائل ارجمند و بزرگ ظهور می‌یافت. شاید بهترین کلمه‌ای که این خصائل را در خود جمع می‌کند کلمه‌ی «مروءة» باشد که شامل صفات نیکی از قبیل بردباری و کرم و وفا و حمایت از همسایگان و سعه‌ی صدر و پرهیز از مشاجره با لئیمان و چشم‌پوشی از عیوب است.

ادامه دارد


----------------------

مقصود از عصر جاهلی دوره‌ای حدود صد و پنجاه‌ساله پیش از ظهور اسلام است که ویژگی‌ها و آداب و خوی و خصلت‌های مخصوص به خود را دارد. کلمه‌ی جاهلیت مشتق از واژه‌ی جهل است، اما نه جهل در مقابل علم بلکه جهل به معنای خیره‌سری و تعصب و بی‌پروایی و شرارت (در مقابل واژه‌ی اسلام)

  • ۹۶/۱۲/۱۴
  • حضرت کازیمو

تاریخ الادب العربی

شوقی ضیف

نظرات  (۳)

از اون پست خوبا :)
ادامه بده ادامه بده،مرسی :)
پاسخ:
از بس ریشه در باد داریم حالاتم به شدت متغیر و بی‌ثباته. به شرط ثباتِ احوال ادامه پیدا میکنه، ولی زیاد امیدوار نباش :دی
مخلصانیم :)
مرحبا بر همت و کرامتت که بی مزد و منت، خلق را بی نصیب نمی گذاری. صد دریغ که کمیت عربی ام چنان لنگ است که عربی بد صدرا و ابن سینا را به صدزحمت و غلط می خوانم، ور نه بشتاب، به دیار شاعرساز و شاعرسوز خراسان هچرت می کردم و زانوی تلمذ می زدم نزدت ای صاحب سخن.
عجیب نیست که همین امروز فکر می کردم جز با فاصله گرفتن از این فارسی دری وری معاصر، تفکر شروع نتواند شد، و باز همین امروز در فکر بودم در سرزمینی که از کافه تا دانشگاهش را بوی گند عنعنعات حضرات بی مقدار گرفته، چه گریز و گزیری دلپذیرتر از آموختن و مشق کردن زبان دیگر، که مگر به کرامات خوش سخنان و خوش محضران سرتاسر گیتی و تاریخ، دمی نفس تازه بتوان کرد.
القصه که ارادت این بنده ی احقر را پذیرا باش کانچه من می اندیشم، تو پیشتر کرده ای و میکنی...
پاسخ:
دست بر دلم مگذار ای خسته‌خاطر دوست، که خود نیز نمی‌دانم در چه طریقی راه می‌پویم و در چه منزلی بیتوته می‌کنم. حتی در همین ادبیات عرب هم مشتم خالی است و گیج و سردرگمم. روزی نیست در گیر و دار دوراهی‌ها سر بر سنگ حیرت نکوبم که چه سان پیش روم و چه سان پس. اینجا هم به مانند سرتاسر این تاریخِ بی‌تفکر، بی‌حساب انباشتند و انباشتند و از باریکه‌ای آب، بحری ساختند که جز ضلالت و سردرگمی ساحلی ندارد. مشتی نحویِ جاهل که تنها و تنها فربه کردند و از مقصود و مقصد دور و دورتر کردند ره را، که گفت العلمُ نقطةٌ کثَّرها الجاهلون...

-باز هم می‌گویم ای خسته‌خاطر دوست، ما را بالا نبر که سقوطمان دردناک‌تر می‌شود :)
مراتب ارادت صادقانه‌ی ما را پذیرا باش. مخلصانیم
((:تقرببا یه چیزایی متوجه شدم
پاسخ:
انصافا بیا بگو کجاهاش رو متوجه نشدی :دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی