از دوردست‌های تبعید

از دوردست‌های تبعید

من زندگی نکردم اما زندگی مرا...

زبان مادری -۲

شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۶، ۰۶:۱۵ ق.ظ

چگونه از دیار شیخ احمد جام نامی به میان نیاورم وقتی مادرِ پدر و نیز پدرِ مادر را در این شهرِ عشق‌بازانِ بی‌نشان و عارف‌وشانِ بی‌مزار وطن است. خاک این دیارِ تا جاودان سر بر زانوانِ اندوه و عزلت فرو هشته، توتیای چشمانمان

 

    دریافت  (مَندُسین نودامادُم، نَنَه مهرت نرِفتَه از یادُم...)

  • ۹۶/۱۲/۱۲
  • حضرت کازیمو

نظرات  (۳)

  • پیمان محسنی کیاسری
  •  زبان کجاست؟ خراسان؟
    پاسخ:
    آری برادر. تربت‌جام
    حضرتا، عالی بود.
    هم این. و همون پست قبل که استاد با لهجه مشهدی(درسته؟) می‌خوندن.
    نامجو هم فکر کنم شعری به زبون اطراف شما داره. :) نداره؟
    پاسخ:
    مخلصانیم.
    بلی، شعری بود با لهجه‌ی مشهدی از عماد خراسانی.
    نامجو خودش زاده‌ی تربت‌جام است، گمانم قطعه‌ی "بهاره دخترعمو" را می‌گویی
    اصالت منم برمیگرده به دیار خیام و عطار ....
    کاش میشد سازش رو بوسید 

    جانم ... جانم 
    پاسخ:
    بوسه بر اصالتت بانو. چه اصالتی، چه شرافتی
    دوتار خراسان. بوسیدنیه الحق :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی