از دوردست‌های تبعید

از دوردست‌های تبعید

من زندگی نکردم اما زندگی مرا...

خستگی

جمعه, ۲۲ دی ۱۳۹۶، ۰۶:۱۵ ق.ظ

دوست دارم با بدترین و مشمئزکننده‌ترین واژه‌ها و نفرت‌انگیزترین ترکیب‌ها و منزجرکننده‌ترین جملات، وضعیت گهی و لجن‌مالی که در آن دست و پا می‌زنم را توصیف کنم، 

اما ترجیح می‌دهم آرام بنشینم و از نزدیک این خشت کجِ سالیان دور و این دیوارِ تا ثریا ناراست و این تن دست و پا زده در مرداب‌های عمیق تباهی و سقوط و این جان ملول و ناشکیب را تماشا کنم و زیر لب خودِ بیچاره‌ام را ملامت کنم و تا شبانگاهان و سحرگاهان تکرار کنم و تکرار که

بد ریدی رفیق، بد

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

بد ریدی رفیق

.

.

.

...

  • ۹۶/۱۰/۲۲
  • حضرت کازیمو

نظرات  (۳)

همه ش هم تقصیر شما نیست !
گاهی جامعه و شرایط را نشانه بگیر.
پاسخ:
میدونم. ولی منم به سهم خودم بد ریدم
  • محمود دوم
  • زندگیه دیگه، داستان ریدن ما
    پاسخ:
    آخ گفتی. زندگی ما که جز این نبود
  • میرزا مهدی
  • پووووووف
    پاسخ:
    احسنت، پیام اصلی پست هم همین بود:‌ پووووووف
    واقعا هم پووووووف

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی