از دوردست‌های تبعید

از دوردست‌های تبعید

من زندگی نکردم اما زندگی مرا...

همان روانِ بی‌امان...

پنجشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۶، ۰۹:۱۹ ب.ظ

  • ۹۶/۱۰/۲۱
  • حضرت کازیمو

نظرات  (۵)

ازدواج فامیلی بوده ؟
یا قلب هاشون با هم بوده مثلاً از بچگی ؟!
می دونم متوجه نمیشی، بذار توضیح بدم که جای جواب دادن سوال نپرسی پای کامنت !!
ببین توی تصویر از بچگی با هم بودند این پسر و دختر؛ خب چطور میشه دو نفر از بچگی با هم باشند اینقدر صمیمی و با هم ازدواج هم بکنند ؟!
در یه صورت این تصویر به واقعیت نزدیکه، اونم اینکه این دختر و پسر آدم و هوا باشند !
البته خب اون زمان نه عصا اختراع شده بوده، نه بادکنک و نه سنگ قبر ُ اینا، اینم هست ... !
به هر حال شما که تصویرُ میذاری توی وبلاگت، شفاف سازی کن لطفاً؛ ذهنمُ درگیر کرده !!!
پاسخ:
خودت به مزخرف بودن سوالت اعتراف کن هر چه زودتر :دی
خب شاید همسایه بودن یا دخترخاله پسرخاله. چیز عجیبیه همبازی‌های دوران کودکی با هم ازدواج کنن و کلا با هم باشن؟ 
با این عکس غم عالم می شینه تو دل آدم:(
چرا تو عکس ها بغل میکنن باید خانومه یه پاس بالا باشه؟ :/

پاسخ:
از بس دلقکن
چرا بچه دار نشدن؟ 
پاسخ:
از بس عاقلن
بله عجیبه اینجا، به خاطر اینکه اینا یه جوری با هم ان، انگار می دونن قراره با هم بمیرن ! در صورتی که نمی دونن واقعاً !
کلاً یه جوری با هم ان انگار جز این دو نفر هیچکس توی دنیا نیست ! خب شاید بگی نیست هیچکس جز این دو نفر توی دنیا، اما من میگم این نگاه های سوررئال و تخیلی رُ بچه ها درک نمی کنن؛ ولی انگار این دو نفر درک کردند !! در صورتی که یه زندگی عادی دارن !
نمی فهمم این تصویرُ کلاً !
پاسخ:
من که نمی‌فهمم چی میگی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی