از دوردست‌های تبعید

شکواییه‌ای در وداع

جمعه, ۱ دی ۱۳۹۶، ۰۱:۲۷ ق.ظ

وَ اَعوذُ به تو ای ماهِ بلندبالای مَن مِنْ شرّ اندوه و غمِ پاییزِ از هجر و نبودن‌های تو لبریز...

  • ۹۶/۱۰/۰۱
  • حضرت کازیمو

نظرات  (۶)

  • میرزا مهدی
  • کافیه بفهمم کیه اونی که زده تو برجکت....
    پاسخ:
    همه زدن ما‌ رو داداش، همه زدن. زندگی، روزگار، خدا، بشر، آشنا، غریبه، دوست، دشمن...
  • بیست و دو
  • زیبا
    پاسخ:
    انک جمیل و تحب الجمال
    ان مع الحب عسرا... فان مع الحب عسرا...
    پاسخ:
    ای جان، اصل حرف رو شما زدی حضرتا

    "و عِش خالیاً فالحبّ راحته عنا..."
    همیشه وقتی با استعاره ی «ماه» مواجه میشم به یاد اون "عارضش را به مثل ماه فلک نتوان گفت/ نسبت دوست به هر بی سر و پا نتوان کرد" حافظ میفتم، یه جورایی نابودش کرد این نسبت ماه رو برای من! ولی این "ماه بلند بالا" خیلی خیال انگیز بود. و امان از دست غمش.
    پاسخ:
    "تو را چنانکه تویی هر نظر کجا بیند، به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک"...
    خیالش ماه شب‌های تنهایی منست
  • بهــ ــار..
  • کلا از سجع خوشت میادا :))))
    پاسخ:
    بله که خوشم میاد، آره که خوشم میاد، معلومه که خوشم میاد!
    البته من مسجع نمی‌نویسم ها بهارک، اشتباه نکن. حالا این یکی یه کم مسجع شده 
  • بهــ ــار..
  • بهاره*
    پاسخ:
    میدونم میدونم :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی