از دوردست‌های تبعید

ناظری در خواب

سه شنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۶، ۰۳:۵۳ ب.ظ

دیشب خوابی در ژانر تخمی- تخیلی دیدم. خواب حول محور این بیت بود: "بی همگان به سر شود بی تو بسر نمی‌شود  داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود". نمی‌دانم به چه دلیل زن‌عمویمان این بیت را زده بود زیر آواز، و چه خوب هم می‌خواند. به سبک تصنیف حضرت ناظری، که من چهار گوشه‌ی دنیا را گشتم اما مثل این تصنیف نیافتم، می‌خواند. من هم با صدای بلند در حال همراهی بودم که دیدم خود ناظری با همان سبیل خفنش جلویم نشسته. من هم بدون هیچ اظهار شگفتی شروع به صحبت با حضرتش کردم. راجع به همین تصنیف بود. گفتم این قطعه انقدر زیبا و جاودان است که هر بنی‌بشری که این غزل مولانا را ببیند ناخودآگاه با ریتم این تصنیف زمزمه‌اش می‌کند. نمی‌دانم این خزعبلات را از کجا آورده بودم، وقتی اینها را در خواب به حضرتش می‌گفتم کاملا ایمان و یقین داشتم به حرفم، بحث تعارف و اینها نبود. ولی خب حقیقت این است تو دوره‌ی حامدهمایون‌ها، ناظری پشم هم حساب نمی‌شود. بعد یادم است کلی حرف غلط تحویلش دادم که او هم تایید می‌کرد. مثلا می‌گفتم اجرای شما و آهنگسازی جناب کامکار این قطعه را منحصر بفرد کرده! کامکار این وسط چکاره بود اصلا؟! یا گفتم این غزل را خیلی‌ها خوانده‌اند و من بیشترشان را دارم اما اجرای شما شاهکار است. این را هم نمی‌دانم از کجا گفتم! من غیر از اجرای ناظری هیچ اجرای دیگری را روی این غزل ندارم و نشنیده‌ام. بعد کلی حرف‌های دیگر با هم زدیم که مطمئنم همه‌اش چرت و پرت و درهم و برهم بود. 

وسط حرف زدن بودیم که من جسارت کردم و از خواب بیدار شدم. الان هم دارم همین تصنیف را گوش می‌دهم و همزمان به سبیل‌های ناظری فکر می‌کنم. 


-پیام اخلاقی: شام را سنگین نخورید.

  • ۹۶/۰۷/۱۸
  • حضرت کازیمو

نظرات  (۱۲)

  • محمد هستم
  • حاجی قورمه سبزی خسته رو زده بودیا :))
    پاسخ:
    نه آقا. اگه قرمه‌سبزی زده بودم که حتما یه دهنم میخوند برام!
    تو مگه نمی خواستی بری بیرون ؟ :‏)‏‏)‏ :-/
    پاسخ:
    الان میخوام برم، فضول محل
  • بانوچـ ـه
  • وقتی می بینم بقیه هم خواباشون مثل من داغوووونه روحیه میگیرم :دی
    پاسخ:
    خواب ناظری داغونه؟ اف بر تو باد
    انقدر که شما تصنیف گوش میدی خوابی جز این میدیدی عجیب بود. :)
    پاسخ:
    نه من اتفاقا مصرف موسیقی‌م بالا نیست، کیفیتش بالاست! با عشق گوش میدم!
  • خانم لبخند
  • شام سنگین بد نیست ناهار سنگینه که بده :)
    شما فکرتون خیلی مشغول بوده خیییلی:/
    پاسخ:
    آره من یه چیزی پروندم اصلا. والا ساعت ۶ صبح خوابیدم، فک کنم هیچ جوره به شام ارتباطی پیدا نمیکنه خوابم :) مضاف بر اینکه شام سنگینم نخوردم :))
  • مـــحـــدثـــه ...
  • همون تو خواب ببینی با استاد ناظری هم کلام شدی :/

    پاسخ:
    حالا شما چرا غیرتی میشی؟ :))
  • مـــحـــدثـــه ...
  • غیرتی؟من؟آقا اصلا الهی هفت روز هفته توی واقعیت استاد رو ببینی،مگه ما بخیلیم؟والا :)
    پاسخ:
    این همه ببینمش چیکارش کنم؟ :)
    آقا میگن هر وقت خواب یکی رو ببینی ینی اون داره بهت فکر میکنه! راسته؟

  • مـــحـــدثـــه ...
  • حالا چون دیگه پیرشدی و دلم نمی خواد رو حرفت حرف بزنم و دلشکسته بشی می گم آره راسته،استاد داشته بهت فکر می کرده:|
    پاسخ:
    ممنون دخترم که دل این پیرمرد در عزلت فرورفته رو نشکستی
  • دل‌آرام محمودی
  • چه خواب شسته رفته‌ی خوبی :دی
    پاسخ:
    چندانم شسته رفته نبود. من شسته رفته تحویلتون دادم :)
    فقط پیام اخلاقیش:-D
    پاسخ:
    بهش عمل کن :)
  • نارِن° جی
  • چه جسارتی! بیدار شدن از خواب؟ اونم وسط حرف زدن؟ اونم با استادِ سیبیلوی نازنین؟! :))
    پاسخ:
    امیدوارم منو ببخشه :)) به سیبیلاش قسم میخورم که منو ببخشه :دی
  • کنت دراکولا
  • فکر کنم یه ارتباطی بین سیبیله وشام دیشب بوده.
    +اینا که خوبه آقا! من شبهای امتحانی تا خود صبح،ده بار توی خواب امتحان دادم و مردود شدم:/:)

    پاسخ:
    شاید :))
    +واقعا کابوس‌ترین خواب‌هام همین خوابای امتحان بوده همیشه

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی