از دوردست‌های تبعید

باز این چه شورش است

دوشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۶، ۰۷:۲۰ ب.ظ

می‌دانی جانِ جان، امسال هم مثل پارسال پام به مجالس عزاداری باز نشد. تو دل من مدتهاست که صد یزید و صد حسین با لشکرهای انبوهشان با هم گلاویزند. مدتهاست که درون سینه‌ام عاشوراست. دیگه با این وجود تحمل ونگ ونگ هیئتا و مداحا دشواره برام. همین آشوبی که درونم بپاست خودش صد تا روضه است. هم روضه‌خونش خودمم هم گریه‌کنش. 

  • ۹۶/۰۷/۱۰
  • حضرت کازیمو