از دوردست‌های تبعید

گفتم بدوم

شنبه, ۸ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۴ ب.ظ

گفتم بدوم تا تو همه فاصله‌ها را. اما چیزی نگذشت که فهمیدم زر زدم. چینی‌ها مَثل معروفی دارند، میگویند فاصله‌ها را نمی‌شود دوید بلکه تنها باید نوشت. من هم آمدم بنویسم. ده صفحه کاغذ سیاه کردم. بعد از چند روز فهمیدم اون‌ها هم زر زدند. شنیدم یک نفر می‌گفت فاصله‌ها را باید پر کرد. گفتم احمق هر چه بیشتر پر کنی به ارتفاع این دیوار اضافه کردی. حرفم را قبول نکرد می‌گفت زر می‌زنم. درست می‌گفت، من زر می‌زدم. روزها و شب‌ها می‌گذشت، من مانده بودم و چند محال فاصله. 

دی شیخی را دیدم که با چراغ همی گشت گرد شهر. داستان را برایش گفتم. گفتم یعقوب‌وار وااسفاها همی زنم. چیزی نگفت. چند ساعت سکوت کرد. بعد از چند ساعت با صدایی خاموش گفت همه زر می‌زنند فرزند. بعد آرام چراغ را جلوی صورت چروکیده‌اش گرفت. چشمانش اشک‌آلود بود و صدایش بغض‌آلود. 

گفت فاصله‌ها را تنها باید گریست فرزند، باید گریست.  


- و رفت

  • ۹۶/۰۷/۰۸
  • حضرت کازیمو

نظرات  (۲۲)

  • بهــ ــار..
  • های های..
    پاسخ:
    های های دقیقاً ینی چی؟ کفتر کاکل به سر های های؟
  • پـــــر ی
  • داشتم فک می کردم نکنه اینم زر زده :(
    پاسخ:
    اینم ممکنه. درسته که پیر و مراد ماست ولی سنی ازش گذشته به هر حال
  • بهــ ــار..
  • نه، گریه‌ی های های، بلند بلند..
    پاسخ:
    گریه نکن دخترم. به قول پری زر زده
    این لعنتی با هیچ چیزی پر نمیشه...اخرش ما میمونیم با حفره هایی توی قلبمون...نکنه اخرش قلبمون مثل پنیرهای تام و جری سوراخ سوراخ بشه؟ :)))
    پاسخ:
    پنیرای تام و جری :)) چقد اون زمان دلم میخواست از اونا داشته باشم!
    فاصله دو سره است. اگرچه پر کردنش سخته اما غیر مکن نیست. 
    پاسخ:
    مشکل اینه که دو سره‌س! همیشه پنجاه درصدش حلّه :)
    دمش گرم 
    کامش شیرین
    پاسخ:
    شیخو میگی؟ دم‌ش گرم بود الحق، ولی دهنش یه کم بو می‌داد!
    اینو بده دستش[مسواکی حاوی خمیردندان را میدهد دست کازیمو]
    پاسخ:
    حالا این دفعه رو بهش میدم ولی سعی کن دیگه مسواکت رو به کسی ندی! وسیله‌‌ی شخصیه دخترم
  • پـــــر ی
  • ولی حالا که فکرشو می کنم می بینم که نخیر. مث اینکه درست گفته :(((
    پاسخ:
    تکلیف ما رو معلوم کن. بالاخره درست گفته یا نه؟ چیکار کنیم ما؟
  • پـــــر ی
  • درست گفته بابا 
    باید گریست. من برم بگریم :(
    پاسخ:
    تو چرا بگریی؟ تو که سن و سالی ازت گذشته :دی
    مسواک شما بود کازیمو جان^^ من وسایلی که رنگشون نارنجی باشن رو با کسی قسمت نمیکنم
    از قضا مسواک خودمم نارنجی بود این بود که مزاحم مسواک شما شدیم
    پاسخ:
    من مسواک ندارم اصلا. مسواک و خمیردندون مال قرتیاست دخترم
  • پـــــر ی
  • چه ربطی داره 
    اونم سنی و سالی ازش گذشته بود که گریست و این حرفو زد 
    پاسخ:
    بلی بلی :)
    پس گریه کن که شیخ ما تجویز کرد این نسخه را 
  • پـــــر ی
  • باشه
    من بروم بگریم چونان شیخ شما را :)
    پاسخ:

    اون "را" چی میگه این وسط؟ :)
  • پـــــر ی
  • همینجوری 
    واسه اینکه شبیه متن های قدیمی بشه :)
    پاسخ:
    خب اون را اضافه‌س از نظر نحوی :)

    +میدونم، دارم گیر‌ میدم :)
  • پـــــر ی
  • منم میدونم داری گیر میدی 
    دیگه گیر نده :)
    پاسخ:
    باشه گیر نمیدم دخترم. ولی شما هم یاد بگیر جملاتت از نظر نحوی بی‌غلط باشن :)
  • پـــــر ی
  • بابا بوخودا من انسانی خوندم. دستور زبان فارسی رو بلدم
    داری باز گیر میدی هااااااا
    پاسخ:
    اگه بلدی اون "را" چی میگه پس؟!
  • پـــــر ی
  • هیچی :((((((((((((((((((((((((((((
    پاسخ:
    پس چرا میگی بلدم دخترم؟ به جای گریه به اشتباه خودت اعتراف کن و از حضار عذرخواهی کن

    اگر دری میان ما بود

    می کوفتم

    در هم می کوفتم

    اگر میان ما دیواری بود

    بالا میرفتم

    پایین می آمدم

    فرو می ریختم

    اگر کوه بود

    دریا بود

    پا می گذاشتم

    بر نقشه ی جهان و

    نقشه ای دیگر می کشیدم

    اما میان ما هیچ نیست

    هیچ

    و تنها با هیچ

    هیچ کاری نمی شود کرد.

     شهاب مقربین

    پاسخ:
    بوس به شعر
    این پست رو دوست داشتم، حال دل بود.
    پاسخ:
    این پستم شما رو دوست داشت 
    خوبه یه پست مارو دوست داره حداقل:/
    پاسخ:
    خوبه یه نفر پست ما رو دوست داره حداقل :/
  • پرتقالِ دیوآنه
  • گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها را
    گفتا انقدر بدو تا جونت دراد
    غمتم سر نمیاد
    پاسخ:
    عه این دختره :))

    ما به همین گفت‌ش هم راضی‌ایم. 
    گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو، آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست. والا بخدا :)
  • پرتقالِ دیوآنه
  • اون ارزو نیس. خود ازاریه 
    پاسخ:
    حالا اومدم یه کم شاعرانه کنم فضا رو ها :)
    خود عشق یک خود آزاری بزرگه به جون تو :) 
  • پرتقالِ دیوآنه
  • جون منو قسم نخور
    اون عشقی که خود ازاریه اشتباهی بش میگن عشق
    پاسخ:
    باشه، نزن حالا 
    مهم نیست. هر چی میخوای صداش کن :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی