از دوردست‌های تبعید

ماتَ العنوان

سه شنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۱۶ ق.ظ
ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
از بس که دست می‌گزم و آه می‌کشم
آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش
وقت است کز فراق تو وز سوز‌ اندرون 
آتش درافکنم به همه رخت و پخت خویش
ای حافظ ار مراد میسر شدی مدام
جمشید نیز دور نماندی ز تخت خویش


- بدون ذره‌ای مکث گفت: باشد... 
[از این پس مرا با مردم دنیا کاری نیست...]
  • ۹۶/۰۶/۲۱
  • حضرت کازیمو