از دوردست‌های تبعید

شوهر آهو خانم

پنجشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۲۳ ب.ظ

دیگر وقتش است تنبلی را بگذارم کنار و چند خطی از کتابی که مدت‌ها پیش تمامش کردم بنویسم. من زیاد رمان نخوانده‌ام، یعنی بخواهم دقیقتر بگویم نسبت به آنها که کتاب‌نخوان هستند خیلی زیاد و نسبت به رمان‌خوان‌ها خیلی کم. «شوهر آهو خانم» از بهترین نمونه‌های ادبیات داستانی بود که تاکنون خوانده‌ام. شاید بهترین انتخابی بود که می‌شد بعد از کتاب متوسط و الکی بزرگ‌شده‌ی «ناطور دشت» سراغش رفت و حس بد خواندن «شاهکار»هایی مثل ناطور دشت را از تنمان شست، و فراموش کرد پشیمانی و طعم نامطلوبِ خواندنشان را. بزرگترین نقطه‌ی قوت‌ کتاب علی‌محمد افغانی، شخصیت‌پردازی قوی، دقیق و با جزئیات آن است. از همان ابتدا به تدریج و با حوصله کاراکترهای داستان برای خواننده آرام آرام تشخص می‌یابند و مرزهای شخصیتیشان پررنگ‌تر و روشن‌تر می‌شود. هر چه صفحات کتاب بیشتر ورق می‌خورد، هنرمندی و مهارت علی‌محمد افغانی بیشتر ظهور پیدا می‌کند و پختگی قلمش بیشتر نمود می‌یابد. اصلا این کتاب گنجینه‌ای است از مثل‌ها و عبارات عامیانه که روزگاری در افواه عامه مردم جاری بوده است. افغانی نوع زیست مردمان آن سالها را به زیبایی و دقت هر چه تمامتر به تصویر کشیده است. 

آن چیزی که در این کتاب منِ خواننده را به دنبال کتاب می‌کشد نه تعلیقات و گره‌های پی در پی داستانی و نه طرح داستانی پیچیده‌ است، چیزی که در ناطور دشت هم اثری از آن نمی‌بینیم. آن چه مرا به خواندن صفحات بیشتر از این کتاب قطور هشت‌صدصفحه‌ای ترغیب می‌کند استحکام و استواری شخصیت‌هاست که سبب می‌شود به راحتی دست از سر این آفریده‌ها و مخلوقات ذهنی نویسنده برندارم و به شدت با آنها و زندگی‌شان درگیر شوم. درست برخلاف کتاب ناطور دشت که پر بود از شخصیت‌پردازی‌های سطحی و اغراق‌شده و از کادر بیرون‌زده‌ی جناب سلینجر. یک نوجوان اعصاب‌خرد‌کن که تنها بلد بود در هر چند خط احساسات و درونیاتش را فریاد بزند. ما خشمگین بودن هولدن را نمی‌دیدیم بلکه از او می‌شنیدیم که خشمگین است، آن هم به کاریکاتورگونه‌ترین و گوش‌خراش‌ترین وضع. 

شوهر آهو خانم تجربه‌ی بسیار زیبا و خوبی بود از خواندن رمان برای من. کتابی که در آن کمتر از خزعبلاتی که در کتاب‌های نویسندگان دیگر مخصوصا شاهکارهایشان دیده‌ام رد پایی دیده می‌شد. قطعا به سراغ کتاب‌های دیگر جناب افغانی نیز خواهم رفت.

نظرات  (۳)

من این کتاب رو نخونده بودم ولی حتما می‌خونم.
به نظرم «جای خالی سلوچ» هم خوب بود. هرچند که من باقی آثار جناب دولت آبادی رو دوست ندارم.
پاسخ:

از دولت‌آبادی «کلیدر»ش را دارم اما نخوانده‌ام هنوز. به جز یکی دو داستان کوتاه هیچی نخوانده‌ام ازش
  • دل‌آرام محمودی
  • مهم نیست که باهم هم عقیده نیستیم، ممنون که نوشتی ؛)

    منم درباره‌ش توی این لینک نوشتم ؛)
    http://delamah.blog.ir/post/7
    پاسخ:
    مخلصم :)

    ممنون. خوندمش :)
    تقریبا یک سال پیش بود که تصمیم به خواندن شوهر آهوخانم گرفتم.  قبل از شروع خواستم آهنگ مورد علاقه ام را پلی کنم که به اشتباه یک فایل پی دی اف باز شد . آن رمان «اعجوبه» از هرمان هسه بود که نمیدانم کی دانلود کرده بودم . نفهمیدم چه شد که شوهر آهوخانم را به گوشه ای پرت کردم و اعجوبه را خواندم . دیگر هیچ وقت فرصتش پیش نیامد سراغ آهوخانم بروم . خواندن اعجوبه شاید تنها تصمیم درست من بود . آن را به شما پیشنهاد میکنم
    پاسخ:
    چه اتفاق جالبی :) من نخوانده‌ام اعجوبه را. بوس به پیشنهادت 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی