از دوردست‌های تبعید

اگر صد میلیارد داشتم یا جنون در ساعت صفر

شنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۵:۲۹ ب.ظ

اگر صد میلیارد دلار داشتم،

شب اول وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب دهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب یازدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب دوازدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب سیزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب چهاردهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب پانزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب شانزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هفدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هجدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب نوزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب بیستم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب بیست و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب بیست و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب بیست و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب بیست و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب بیست و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم.شب بیست و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب بیست و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب بیست و هستم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب بیست و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب سی‌ام وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب سی و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب سی و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب سی و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب سی و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب سی و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب سی و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب سی و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب سی و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب سی و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب چهلم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب چهل و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب چهل و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب چهل و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب چهل و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب چهل و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب چهل و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب چهل و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب چهل و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب چهل و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب چهل و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب پنجاهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب پنجاه و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب پنجاه و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب پنجاه و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب پنجاه و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب پنجاه و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب پنجاه و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب پنجاه و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب پنجاه و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب پنجاه و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب شصتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب شصت و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب شصت و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب شصت و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب شصت و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب شصت و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب شصت و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب شصت و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب شصت و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب شصت و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هفتادم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هفتاد و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هفتاد و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هفتاد و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هفتاد و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هفتاد و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هفتاد و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هفتاد و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هفتاد و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هفتاد و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هشتادم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هشتاد و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هشتاد و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هشتاد و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هشتاد و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هشتاد و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هشتاد و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هشتاد و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هشتاد و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب هشتاد و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب نودم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب نود و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب نود و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب نود و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب نود و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب نود و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب نود و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب نود و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب نود و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب نود و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. صدمین شب وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. 

شب صد و یکم باز هم وسط میدان شهر می‌بودم، تک و تنها. بوی باران می‌آمد و هوا قدری سرد بود. روی جدول‌های نمناک کنار خیابان می‌نشستم و در عبور بی‌اعتنای رهگذران غرق می‌شدم. سیگاری آتش می‌زدم و در دود غم‌انگیز آن بر سالهای از دست رفته می‌گریستم... شب صد و دوم سیگاری هم نبود. شب صد و سوم همان میدان، همان جدول، همان پاییز. شب صد و چهارم پنجم ششم هفتم هشتم نهم...


می‌بینی جانِ جان حال و روز ما را؟

  • ۹۶/۰۶/۱۱
  • حضرت کازیمو

شب‌های فراق

نظرات  (۱۴)

من بت قول میدم، صد میلیاردم نه، اگه پونصد تومنم داشته باشی، میری وسط شهر یه خونه می گیری زندگیتو می کنی. این تزهای عاشقانه عارفانه هم از سرت می پره :-/
پاسخ:
خودم میدونم، شما نمیخواد آگاهمون کنی دخترجان. فعلا که زندگی داره ما رو میکنه. 
خوشا به حال جان جان تان! خندم میگیره وقتی یادم میاد کسی که جان جانش بودم چی بود:)
پاسخ:
چرا خوشا به حالش؟
خیلی بیشعوریه این متنی ک از سری شوریده بر اومده رو اینجور پاسخ بگم ولی ای آقا شب اول ببخش همرو ب این و اون .وسط همون میدون چوب بسوزون اتش آتشه دیگه...چه از چوب و چه پول...
حال و هوات خوب باشه ...
پاسخ:
بیشعوری چیه؟ نگو اینجوری. نه من نمی‌بخشم به کسی و معتقدم آتش چوب و پول با هم تفاوت دارند. 
حتی اگه صد میلیون میلیارد هم باشه حتی اگه اواره ترین هم باشی بیخیال خونه و کاشونه همه رو اتیش میزنی اگه نباشه اونی که باید باشه... چون هر چی هم که داشته باشی مهم نیست...
پاسخ:
ها به مولا 
مثل گوته بیخیال عشق شو، به سکس بسنده کن فقط
پاسخ:
گوته هر گهی بخوره منم باید بخورم پشت سرش؟
نه، پیشنهاد بود بهرحال، پشت سر هرکس میشه هرگهی خورد، یا اصلا نخورد
نمیدونم
پاسخ:
بوس به پیشنهادت داداش :)
ولی من در کل سکس بما هو سکس برام اهمیت زیادی نداره
آگاهی بخشی نبود؛ رسالت من اینه که بزنم تو حس ُ حال حضرات. فقط دارم رسالتمُ انجام میدم D:
پاسخ:
برو سر به سر من نذار. همچین میذارم تو کاسه‌ت راه خونتو گم کنی ها 

خوشحالم پیشرفت کردی و از اینترنت اکسپلورر به موزیلا رسیدی 
ای آقا؛ ما رُ از چی می ترسونی ؟!
ما که از زمین ُ زمان خوردیم؛ شما هم بزن !
پاسخ:
مال ترسوندن نیستی.
نگو نگو که گریه‌م گرفت. اشک حضارم درآوردی تو 
چرا آتیش بزنید خب؟ خدا چوبو واسه چی آفریده پس؟ پولا رو نمیخواید بدینش به من:|
پاسخ:
نه به کسی نمیدم. همه رو آتیش میزنم
من که حال ندارم اینهمه طولانی رو بخونم ولی فکرم نکن کار خاصی باهاش میکردی
یا میکردم
یا میکردن
با پول زیاد نمیشه هیچ کاری کرد
پاسخ:
طولانی نیست، طولانی‌نما ست
:/
پاسخ:
آره دیگه اینجوریاس خلاصه 
خب اینو که گفتی رفتم خوندم
راس میگی طولانی نبود
ولی طولانی بود
به اندازه یک عمر شاید
ولی همه این حرفها به نظرم خنده داره
پاسخ:
خنده‌دار نیست. مضحک و مسخره و خزعبله
اونو تست فرستادم ببینم واقعا پاک کردی یا نه . بله متوجه شدم اینجوریاس
پاسخ:
بله واقعا پاک کردم
این چه جنونیست که از عقل عقل تره؟

 یه صدتومن دستی بده خدایی لنگم :))
پاسخ:

همه رو سوزوندم به جان تو

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی