از دوردست‌های تبعید

ناطور دشت

شنبه, ۳ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۲۶ ق.ظ

کتاب «ناطور دشت» اولین چیزی است که از سالینجر می‌خوانم. از آن نوع رمان‌هایی است که با توجه به حجم کتاب و نوع قلم نویسنده، قاعدتاً برای چون منی بیش از یک روز نبایستی خواندنش زمان ببرد. اما این که خواندنش چند روز به طول انجامیده دلایلی برخاسته از خود کتاب دارد که بعد از تمام شدن کتاب، شاید بنویسمشان. آن پست احتمالا به مذاق سالینجردوستان خوش نیاید. 


-برای آنها که ندیده‌اند: 

t.me/r_kazimo

کانال برهوت. عضو‌ شوید، هنوز‌ دیر نشده! 

  • ۹۶/۰۴/۰۳
  • حضرت کازیمو

نظرات  (۸)

  • کوالای پیر
  • منم اولین کتاب از سالینجر (یا بعضیا میگن سِلینجر و بعضیا هم سَلینجر که من آخرم نفهمیدم کدومشه) خوندم ناطور دشت بود و نمیدونم چرا انقدر خوندنش طول کشید و آخرشم تمومش نکردم با اینکه دوسش داشتم حتی :/

    +به برهوتتان هم پیوستیم تا دیرنشده (:
    پاسخ:
    از بس چرته طول میکشه :))

    +ممنونم :) شما به کسانی که هنوز نپیوستند چه توصیه‌ای دارید؟ :دیی
    از بس چرته چیه ؟

    کسی که ناطور دشت رو توی یک روز نخونه باید اعدام کرد !!!!

    سالینجر نویسنده عجیب و نادری بود که تا عمر داشت مصاحبه نکرد. 

    فکر کنم شخص بزرگی رو برای نقد کردن انتخاب کردین :) جالبه میخوام بخونم پستتون رو . 

    کانالتونه اون ؟ قبلا تعریفشو شنیده بودم دورادور . 
    پاسخ:
    آقا من کی باشم بخوام کسی رو نقد کنم. فقط نظرم رو نسبت به این کتاب می‌نویسم. حتما منتظر کامنتت زیر اون پست می‌مونم، البته اگه نوشتمش :)

    دو سه روز نیست که ساختمش. خب اگه تعریفشو شنیدی عضوش شو دیگه :دی
    از همین الان بعنوان یک سالینجر دوست اعلام موضع میکنم بصورت آتشه بی اختیار نسبت به پست آینده .
    نه فقط بخاطر ناطور دشت بلکه بخاطر محیطی که ازش این آثار بیرون اومده و شخصیت آزاده ی سالینجر..لذا سالینجر  و ناطور دشت رو دوست بدارید 
    پاسخ:
    پشیمون شدم اصلا :دیی
    من همه رو دوست دارم :)
  • کنت دراکولا
  • ناطور دشت که ناتور دشت هم نوشته میشه،ازون کتابایی هست که وقتی شروع کردم به خوندن تا تموم نشد از پای میز بلند نشدم.
    :)

    پاسخ:
    کتاب روونیه الحق ولی من نتونستم یک بند بخوانمش
    بنظرم اصصصلا نباید به عنوان اولین کتاب سلینجر خونده شه. منم به عنوان اولین کتابش خوندمش و وااقعا خوشم نیومد و به زور تمومش کردم. باقی کتاباشو که خوندم و یکم با مدلش و سبکش آشنا شدم تصمیم گرفتم یبار دیگه بخونمش و این بار نظر دیگه ای داشتم
    پاسخ:
    قضاوت درست وقتی انجام میشه که ما کتاب رو جدا از نویسنده و آثار دیگرش ببینیم. اگه من از سالینجر خوشم بیاد و نظرم نسبت به یکی از آثارش متاثر از این نگاهم به نویسنده باشه پس من در مورد کتاب قضاوت درستی انجام نداده‌ام. اینکه ما بخواهیم راجع به یک تابلوی نقاشی نظر بدیم آیا باید هنرمند و سوابق و آثار و نوع نگاه و طرز تفکر و غیره‌ش رو بدونیم؟ من فعلا با همین کتاب سروکار دارم و با این فرض که از سالینجر هیچی نمی‌دونم آیا باید نظرم تفاوت داشته باشه با وقتی که مثلا کاملا با سالینجر آشنام؟ بنظر من مؤلِّف رو باید از مؤلَّف جدا کنیم هنگام داوری‌هامان. اصلا انگار که ما نمیدونیم نویسنده‌ی این کتاب کیه و هیچ اثر دیگه‌ای هم ازش به دستمون نرسیده. 

    البته شاید من منظورتون رو درست متوجه نشده باشم.
  • گلبول سفید
  • راستش در مورد پاسختون به کامنتِ بالایی، که گفتین اثر رو باید جدا از خالقش تفسیر کرد من نظر متفاوتی دارم. اتفاقاً به نظرم بررسی خالق یک اثر و خودش رو نباید و یا حتی نمیشه جدا انجام داد.

    و الا شعر حافظ رو اگر بدون هرگونه پیشفرض و اطلاعات در مورد شخص و سبک و طرز تفکر و گرایشات و... حافظ بررسی کنیم، نیمی از زیبایی های اشعارش میره و به یکسری اشعار عاشقانه ی صرفاً «قشنگ» تقلیل پیدا می کنه.

    اما زمانی که شخصیت حافظ، حوادث تاریخی اون زمان، گرایشات حافظ به تفکرات و اندیشه های مختلف و سبکش و دیدگاهش و... رو بررسی می کنیم به دید جدیدی می رسیم و تازه بخش زیادی از عمق و مفهوم اشعار حضرتش برامون هویدا میشه.

    حالا این یه مثال بود اما، واقعاً برام قابل درک نیست چطور میشه خالق و مخلوق رو تفکیک کرد! کلاً به نظرم یک اثر تا حد خیلی زیادی با شناخت پدیدآورنده ش معنا پیدا می کنه.
    پاسخ:
    حرف شما درست است تا حدود زیادی. مثلا اگر هنگام خواندن اشعار حافظ این دو گزاره را بدانیم که "حافظ از عرفا و متصوفه بوده" و "عرفا زبان استعاری خاص خود را دارند" تفسیر ما از غزل حافظ کاملا تفاوت پیدا می‌کند با پیش از آن. اما این حرف نافی صحبت من نیست. شما تقریبا دو ساحت را با هم خلط کرده‌اید. مثال: آیا اگر شما حافظ را نشناسید دیگر اشعار او را قوی و منسجم و خوب ارزیابی نمی‌کنید؟ از نظر فن شعری و از نظر توانایی شاعری. ممکن است شما اسمی از حافظ نشنیده باشید اما وقتی غزلی از او به دستتان می‌رسد آن را غزلی پخته و قوی ارزیابی کنید، و این جدا از فهم مستفاد شما از آن غزل است. من نگفتم کتاب حرفی برای گفتن ندارد یا مزخرف تحویل خواننده می‌دهد - کمااینکه شاید این چنین نظری هم داشته باشم اما اصولا انتظاری از رمان ندارم و برایم مهم نیست حرف نویسنده چه هست و چه نیست- بلکه مقصودم این است که این کتاب به هیچ عنوان شاهکار نیست، بلکه یک کتاب معمولی و متوسط است از نظر نویسندگی. 
    خب پس ازینایی هستی که ریب به ریب کانال میسازی ! چون ۳ ماه پیش خبر کانالت رسید به دستم . ! 

    متاسفانه دنیای تلگرامم از دنیای وبلاگ جداست . اگر توی تلگرام پیدایتان کردم که چقدر پر سعادتم پس 😉 ولی از اینجا به اونجا لینک نمیزنم :))
    پاسخ:
    نه ریب به ریب نمیسازم، اونو حذف کردم بعلت پاره‌ای از مسائل :)

    چیزی زدی؟ :)) 
    راستش نه میتونم حرفتونو نفی کنم نه تایید، چون مثلا برای خودم زیاد پیش اومده که یه اثری رو دیدم و خوندم و بعدش که خالقش رو شناختم ناراحت شدم ازینکه اینکارو کردم. چون اون کار به طور خالص برام شیرین تر بود و انگار با قاطی مسائل نویسنده یا نقاش کردن و شناختنش بهش خیانت کردم. 
    از طرف دیگه، آثاری هم هستند که اگه حداقل با سبکشون آشنایی داشته باشیم ارتباط برقرار کردن باهاشون راحتتر می شه. مثلا سلینجر یا موراکامی یا حتی جان اشتاین بک _از نظر شخص من_ لحظه نویسن. باید توی لحظه اون فضایی که خلق کردنو درک کنی و لذت ببری و انتظار فلسفه پیچیده یا نکته ی اخلاقی ته داستان یا غافلگیری ازشون نمی شه داشت. مثل روال زندگی عادی. خب اگه اینو بدونیم دیگه هی منتظر اتفاق بولد نمی مونیم که بعدشم عصبانی بشیم که این چی بود و اینحرفا. البته اینا نظر منه بهرحال، و ممکنه درست یا دقیق نباشه 
    پاسخ:
    من اتفاقا نداشتن گره‌های پیچیده در داستان و عدم وجود عنصر غافلگیری را با وجود همراه شدن خواننده با کتاب، نشانه‌ی قوت داستان و مهارت نویسنده می‌دانم و به این نوع داستان‌ها به شخصه علاقه‌ی زیادی دارم. پس دلیل معمولی دانستن این کتاب از نظر من این مسائل نیست بالقطع.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی