از دوردست‌های تبعید

خنجر کشید بر جگرم زخمه‌ی تو مَرد

سه شنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۴۵ ق.ظ

از میان تمام نواهای عالم تنها صوت حزین دوتار است که سینه‌ام را می‌شکافد و قلبم را ورق می‌زند. دوتار صدای صبح است. نوای غمگین ظلمت شب است. حزن مه‌اندود قرن‌ها تنهایی بشر است. آشوب آرام بیگانگی با غیر است. گشودن آغوش به سوی سیاهیِ نمزده‌ی عزلت سالیان. بغض فروخورده‌ی اعصار. فنا. بقا. شور است‌. غوغاست. خروش است. نجواست. فریادی از هزارتوی عدم، از ویرانه‌های وجود. از درون زنده‌ی مرده‌ترین‌ها. مرگ است و حیات. عبور مبهم خاموش‌ترین فریادهاست از بی‌عبورترین کوچه‌های در آوار فرورفته‌ی اندوه. دوتار دو تار است. دو عاشق. دو معشوق. دو تنهاترین عشاق. "دو"یی که هیچگاه یک نخواهد شد و تا ژرفای تاریخ، تا ابدی‌ترین لحظه‌های وجود، از غم فراق یکدگر مویه خواهند کرد. آه ای پنجه‌ی روستایی خون مپاش و نغمه مریز که دل خونین ما را تاب این نجوا نخواهد بود. آه ای پنجه‌ی روستایی... آه. 

دیروز روزی بود که پنج سال پیش در آن، آن پنجه‌ی روستایی با سیاهی غریب خاک گور هم‌آغوش شد و نیست شد و خاموش شد. که خاموش شد. که خاموش شد...

حضرت والامقام، سروراحمدیِ بزرگ. امید دارم اگر جهانی دیگر به جز این نکبت پست دنیا وجود دارد افسونی به نام دوتار نیز در آن باشد تا تو احساس غربت نکنی در آن جهانِ از غربت آکنده. خاک ره حضرتت توتیای چشمانمان. بوسه بر خاکت...

 

 

-مقام کبک‌زری (تکنوازی دوتار حضرت استاد عبدالله سروراحمدی) :

دریافت  (آه از این مقام. از این پنجه‌ها. آه از این نوا...)

-------------------------------------------------

-مقام پادایره‌ای (تکنوازی دوتار حضرت استاد عبدالله سروراحمدی) :

دریافت  (یا حضرت دوتار)

  • ۹۶/۰۳/۳۰
  • حضرت کازیمو

استاد سروراحمدی