از دوردست‌های تبعید

از دوردست‌های تبعید

من زندگی نکردم اما زندگی مرا...

آخرین مطالب

۵۰ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۶ ثبت شده است

ای کاش

شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۲:۰۰ ق.ظ

ای کاش ای کاش ای کاش

داوری داوری داوری

در کار در کار در کار

[می‌بود...]


کاشکی کاشکی کاشکی

قضاوتی قضاوتی قضاوتی

در کار در کار در کار 

[می‌بود...]

دریافت  (قطعه‌ی «ای کاش» از آلبوم جبر جغرافیایی. محسن نامجو. حجم: ۶،۵۰ مگ)

  • حضرت کازیمو

از اصول مانیفست من در عرصه‌ی حیات:

جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۳۶ ب.ظ
قانع به یک استخوان چو کرکس بودن
به زانکه طفیل خوان ناکس بودن
با نان جوین خویش حقّا که به است
کالوده به پالوده‌ی هر خس بودن
ظاهراً «حضرت خیام»

  • حضرت کازیمو

در شبِ گیسوانِ تو

جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۴۹ ب.ظ

هنوز لطافتِ پوستِ تنی را لمس نکرده‌ام. هنوز لبانم سرخیِ شرم‌اندودِ لبانی را نبوسیده است. هنوز پریشانیِ گیسوانی را نبوییده‌ام، هنوز در شب گیسوانِ کسی به خواب نرفته‌ام. هنوز عشق را تجربه نکرده‌ام. تا به حال عاشق نشده‌ام. عشق چه طعمی دارد؟ 

من جوانی نکردم اما جوانی مرا...

اما زمانه مرا...

  • حضرت کازیمو

انتخابات -۴

پنجشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۳۱ ب.ظ

حرف‌های زیادی برای گفتن دارم. قصد داشتم چند پست دیگر پیرامون انتخابات و سیاست و نسبتِ ما با آن بنویسم اما بنا به دلایلی منصرف شدم، یعنی اهمیتی هم ندارد. گمان می‌برم موضع من نسبت به انتخابات و الیگارشیِ حاکم در همان اندک پست‌هایی که اخیرا در وبلاگ قرار دادم تا حدودی عیان باشد. علی‌الخصوص در «انتخابات -۳» کمی صریحتر و روشن‌تر برخی مسائل را مطرح کردم. بر این باور هستم که بهترین کنش ممکن در روز رأی‌گیری، یعنی فردا، رأی ندادن باشد. من رأی نمی‌دهم و این عمل‌ را به هیچ عنوان «انفعال» نمی‌دانم بلکه بالقطع خود یک «کنشِ» سیاسی محسوب می‌شود. فریب استدلالات و ادله‌ی پوشالیِ اراده‌های معطوف به قدرت را نخوریم...

  • حضرت کازیمو

آنچه اندوختم، از سالهایی که رفت و بازنخواهد گشت:

پنجشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۴۸ ق.ظ




   


  

  • حضرت کازیمو

جوانی

چهارشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۲۱ ب.ظ

در آینه به خودم زل زدم. در چشمانم اندوه سالها تنهایی و رنج و غربت را خفته در هاله‌ای از غبار دیدم. گریستم اما اشکی نبود. سالهاست اشکی نیست. 

من جوانی نکردم اما جوانی مرا...

اما زمانه مرا...

  • حضرت کازیمو

انتخابات -۳

چهارشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۴:۵۷ ب.ظ

سال ۸۴ هنگامی که احمدی‌نژاد به ریاست قوه‌ی مجریه رسید در حضور خبرنگاران جمله‌ی مهمی را بر زبان آورد. او گفت: «وارد محدوده‌ی ممنوعه‌ی قدرت شده‌ام...» فارغ از احساس و دیدگاه‌مان نسبت به جناب احمدی‌نژاد به نظرم این جمله از واقعیتی قابل توجه حکایت می‌کند. واقعیتی که چند سال بعد به گونه‌ای آشکار در برابر ایشان به منصه‌ی ظهور رسید...

اسیر فریب و مکرِ ستیزها و جنگ‌های میان دو طیف سیاسیِ کشور شدن را بی‌خردیِ تامّ می‌دانم و معتقدم هیچیک از این دو جریان در کلیت خود تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند. این دو طیف هر دو متعلق به الیگارشی حاکم هستند. یعنی اقلیت ذی‌‌نفع و منتفذ که بر اکثریت، یعنی توده‌ها، حکمرانی می‌کنند. انتخابات، تنها پاسکاری قدرت میان این دو گروه است. نفع هر دو در دوام قدرت و بسط ید حاکمیت است و این ستیزهای همیشگی یک دعوای پوشالی و کوچک خانوادگی برای رسیدن بیشتر به قدرت و تصاحب افزونتر منافع است. این نزاع‌ها حسن دیگری هم برای اقلیت حاکمه دارد و آن دمیدن در آتش شور سیاسی جامعه است. این شور سیاسی که بیشترین اثر خود را در میزان مشارکت در انتخاباتهای مختلف نشان می‌دهد، بهترین ابزار برای بالا بردن مشروعیت حکومت است. در واقع رأی آوردنِ یکی از این دو گروه در انتخابات یک امر ثانویه است، مسئله‌ی مهمتر برای قدرت حاکمه میزان مشارکت توده‌هاست تا از این رهگذر منافع موجود این اقلیت محفوظ بماند و توسعه یابد. به همین جهت اعتقادم بر این است که میان هیچیک از نامزدهای موجود تفاوتی نیست. حداکثر، تفاوت‌هایی جزئی در روش‌ها و نگاه‌ها وجود دارد اما همه در کلیت یک هدف را دنبال می‌کنند. ما بایستی تدریجا به این خودآگاهی تاریخی برسیم که راست و چپ یک توهم القا شده از سوی جریان قدرت است تا منافع الیگارشی حاکم در پوشش فریب و افسون توده‌ها پابرجا و غیرقابل تخطی باقی بماند. 

روحانی، جهانگیری، قالیباف یا رئیسی... هیچ یک تفاوت معناداری با یکدیگر ندارند. اشخاصی که جزو این خانواده‌ی منتفذ نیستند و احتمال رأی‌آوری و جلب‌نظر توده‌ها را دارند هرگز پایشان به این محدوده‌ی ممنوعه نخواهد رسید. و این وظیفه را شورای نگهبان به خوبی اجرا می‌کند، چند سالی است بسیار آشکارتر و دقیقتر از سالهای پیشین. 

به محدوده‌ی ممنوعه‌ی قدرت فکر کنید و به نزاع‌های رسانه‌ای و پوشالیِ راست و چپ، و به نقش ما در «مشروعیت» بخشیدن به این انتفاع و بهره‌کشیِ اقلیت حاکم.

  • حضرت کازیمو

و وای به حال آنان که برهوت را انکار می‌کنند...

سه شنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۱۲ ب.ظ

«بیابان را سراسر مه‌گرفته‌ست» «نه پای رفتن و نی جای برگشت» است، «باغبان و رهگذاری نیست» «صدایی نیست، نور آشنایی نیست، حتی از نگاه مرده‌ای هم رد پایی نیست». «اندر این گوشه‌ی خاموش فراموش شده، کز دم سردش هر شمعی خاموش شده» «صدایی نیست الا پت‌پت رنجور شمعی در جوار مرگ» و صدایی کز دم سرد زمین آید: «ما به "هست" آلوده‌ایم ای پاک» و از ژرفای پست خاک: «ما به "هست" آلوده‌ایم ای پاک» و از اعماق ظلمت‌های پنهان در فسوسِ تیره‌ی تاریخ: «ما به "هست" آلوده‌ایم ای پاک» «ما به "هست" آلوده‌ایم ای پاک»...

  • حضرت کازیمو

انتخابات -۲

سه شنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۳۲ ب.ظ

من در نوشته‌هایم به جای واژه‌ی «رئیس‌جمهور» از واژه‌ی «رئیس قوه‌ مجریه» استفاده می‌کنم. و بین این دو تفاوت بسیار است، فتَدبَّر.

  • حضرت کازیمو

انتخابات -۱

سه شنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۷:۰۶ ب.ظ

در تاریخ انحطاط ما، در جامعه‌ی بی‌تفکر، این که یک جوان رأی آوردن یکی از نامزدهای ریاست قوه‌ی مجریه را بمنزله‌ی رهایی از سیاهی و ظلمت و نکبت، و رأی نیاوردن او را بمثابه‌ی درافتادن در تاریکی و رنج و تباهی بداند نبایستی چندان غیرعادی تلقی شود. دوری از اعتدال با تاریخ جدید ما عجین است و یکی از نتایج طبعی آن دادن شأن فراتر از شأنیت واقعیِ پدیده‌ها به آنهاست. نمونه‌ای از آن همین رأی دادن در انتخابات است. تو گویی مسیر حرکت کشور -آنطور که رسانه‌های قدرت تمایل به القای آن دارند- بستگی تام و تمام به انتخاب رئیس قوه‌ی مجریه دارد. و ما چه ساده‌اندیشانه خام می‌شویم و در بازیِ قدرت، گرفتار. 

  • حضرت کازیمو